جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
356
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
تو بيعت مىكنيم ولى بهشرط آنكه در اين امر با تو شريك باشيم ! » و على بدون كوچكترين ترديدى بلافاصله گفت : نه ! هرگز . . و آن دو از پيش او رفتند و چنان كه خواهد آمد ، برضد او لشكرى آراستند . على با اينكه مقام و نفوذ طلحه و زبير را بهتر از همه مىدانست ، حاضر بهسازش نشد ، زيرا پاى عدالت در ميان بود و علىبن ابيطالب به آنها و به همه مردم مىگفت : « آيا به من مىگوييد كه پيروزى را از راه ستم به افراد ملت بهدست آورم ؟ بهخدا سوگند تا وقتى كه شب و روزى هست و مادامى كه ستارگان بهدنبال يكديگر روانند ! ، اين كار را نخواهم كرد . . . آرى آگاه باشيد كه صرف مال در غيرجاى خود و در غير حق ، اسراف و تبذير است » « 1 » على مىگويد طعام و غذا را پيش كسى كه سير است نبايد برد ؛ و بهنظر او ثروت و دارايى ، كم يا زياد ، وقتى حلال و مشروع خواهد بود كه از راه احتكار و استثمار مردم و سوءاستفاده از قدرت و نفوذ ، بهدست نيامده باشد . . . گاهى ديده مىشود كه على بر گناهكاران در بعضى موارد ، اغماض مىنمود ولى او هرگز گناهى مانند احتكار و غارت اموال مردم را نمىبخشيد و هرگز نمىپذيرفت كه طبقه محتكران ، در آب و نان كارگر و زحمتكش و مردم بىپناه تصرف
--> ( 1 ) وقتى به امام على عليه السلام اعتراض كردند كه چرا بيتالمال را بهطور مساوى بين مردم تقسيم مىكند و هيچكس را روى سابقه و بزرگى ! ، برترى و ترجيح نمىدهد ، در جواب آنها جمله فوق را فرمود و بعد افزود : « اگر اين مال ، مال خود من هم بود آن را بالسويه بين مردم تقسيم مىكردم و چگونه اين كار را نكنم در حالىكه مال ، مال خداست » . متن عبارت امام در خطبه 124 نهجالبلاغه اينطور آمده است : « اتأمرونى أن اطلبالنصر بالجور فيمن وليت عليه ؟ واللَّه لا اطور به ما سمر سمير ، و ما امّ نجم فىالسماء و لوكان المال لى لسوّيت بينهم ، فكيف و انّما المال مالاللَّه . » م